video


.
نمی‌دونم از کی، ولی خیلی وقته که خیابونا برام چیزی جز اسم و آدرس‌ان. مثلن خیابون ولیعصر-جنوب یه کاشی داره کف خیابون تو پیاده‌رو سمت چپی چند قدم بعد از پل همت و نرسیده به «پل آرمانی» که ۴-۵ سال پیش یه قطره اشک من وقتی داشتم از سازمان پیاده برمی‌گشتم خونه و«تصویر رویا» داریوشو گوش می‌کردم، با بک‌وکال دقیقه ۱:۳۵ زمزمه می‌کردم از چشمم چکید روش. بعد از اون دیگه پیاده‌روی سمت چپی ولیعصربه سمت جنوب بعد از پل همت نرسیده آرمانی هویت داشت؛ جایی که اون شب ماه تمومش با کمک «تو رو آغوش می‌گیرم تنم سرریز رویا شه...» تونست دلمو تو خودش جا بذاره.

یا بازم مثلن همین چند هفته پیش؛ نزدیک خونه که شدم به تاکسی گفتم قبل از خط‌کشی عابر بایسته؛ پشت یه شاسی‌بلند سفید که روی خط‌کشی توقف کرده‌بود نگه داشت.۲-۳ قدمو آروم و در حالی که سرم توی گوشی بود رفتم سمت شاسی‌بلنده که از خط‌کشی رد شم، یهو یه گوله هوای متراکم آغشته به مون‌بلان از کنارم رد شد. فرصتی نبود که بخوام تحلیل کنم آشنا بود یا نه. درجا روی محور عمودی خودم ۳۶۰درجه چرخیدم و با نگاهم رد بو رو دنبال کردم، حتا چند قدم رفتم دنبالش؛ رفت توی آزمایشگاه، دیدم که در راهرو رو باز کرد. لاغر و قدبلند بود و با کت‌وشلوار مشکی. وهفت‌پشت غریبه. یادم نیست چه جوری رسیدم وسط بلوار و با چشمی که اشک تارش کرده‌بود و هیچ‌جا رو نمی‌دید باقی عرض خیابون رو رد کردم. تنها چیزی که یادمه اینه که وقتی وسط بلوار داشتم بند کوله‌پشتی‌مو روی شونه‌ام جابه‌جا می‌کردم، لارا فابین رسیده بود به Tu vois, je t'aime comme ça.
▪️
یه بار تو ماشین ازم پرسید تو #دال رو دوست داری؟ گفتم نمی‌دونم می‌تونم دوست‌شون داشته‌باشم یا نه، و توضیح دادم که این حرف مبهم یعنی چی؛ گفتم زمان لازم دارم تا جواب واقعی سوالتو بدم.
الان جواب سوالش رو می‌دونم. بله، دوست دارم اما نه صرفن به خاطر کیفیت‌شون؛ #دال رو دوست دارم به خاطر «آوازم را می‌رقصیدی» روی سی‌وسه پل پارسال زمستون... به خاطر ترافیک تا باغ فردوس، انتظار توی پمپ بنزین ولنجک، جلسه توی کافه، داروخونه صبای عباس‌آباد، صف نون سنگکی سر کوچه، اتوی یقه تمام پیراهن‌ها، تصاودف نزدیک توانیر، x33 روی روگذر حافظ، بادی که اون شب قدر توی خیابون فرهنگ موهامو با خودش برد و پس نیاورد.

#دالبند رو دوست دارم برای اینکه شیش ماه اول امسال، با گذر اردیبهشتش، خیابون‌به‌خیابون خاطره‌های این شهر رو برام پین کرد.
▪️
کدوم‌تون مثل من انقد خاطره‌ی رنگی و آهنگین و متعدد دارین توی این شهر؟ برای اینه که برای وجب‌به‌وجب تهران می‌تونم بمیرم. من خودمو همه‌جای این شهر جا گذاشتم که بمونم.