رد شدن و رفتن به محتوای اصلی

پست‌ها

دارای ویژگی

این صندل رسوایی، این صندل رسوایی...

1️⃣• من از این مدل آدمام که بدون این که بخوام هرچیز با جزییات یادم می‌مونه؛ اتفاقا و خاطره‌ها با المان‌های ریز و دقیق تو ذهنم ثبت می‌شه. برای همین از یه آهنگ، یه خیابون، یه بیت شعر، یه بو، یه هرچی هزارتا خاطره و‌ تصویر میاد جلوی چشمم و بالعکس؛ یه آیدنتیتی ممکن‌ه برای آدما فقط به آیدنتیتی باشه ولی برای من یه کوه معنی و حرف و تفسیر. برای همین وقتی جمعه بیدار شدم و دیدم بابا برای مامان نسترن سرخابی آورده گذاشته تو لیوان روی میز ناهارخوری، یه لحظه تشنج خیلی خفیفی به‌م دست داد و فکر کردم یا خودم با یکی کات کردم که رفته از باغچه‌ی حیاطش برام گل کنده یادگاری آخر رو داده خودم داغم حالیم نیست، یا قراره کات کنم که خب کف دستی که مو نداره، بِکن!

2️⃣• جمعه از ظهر به بعد تنها روزی‌ه که من خونه‌ام و می‌تونم خونه‌ی سفیدمون رو توی نور روز تماشا کنم، و کی‌ه که ندونه من عاشق نور طبیعی روزم و می‌تونم حتا با یه تاش نور طبیعی که افتاده روی فرش جشن بگیرم؟ هورمون نشاط خونم از نور و بوی گل‌های توی خونه و توی حیاط و سکوت بی‌نظیر اون ساعت که چیزی شبیه معجزه‌ست و باد، انقد بالا رفت که بی‌خیال خورش ریواس تازه‌ی م…

آخرین پست‌ها

بیایید عشق را یک‌بار دیگر تعریف کنیم

آدمی

تو چرا بازنگشتی دیگر؟*

کاش می‌شد خورشت کرفس پخت برای دلجویی، جای معذرت‌خواهی...

بی‌اعتمادیا رو چرا می‌ریزی تو کار خیر کردنا؟

توی خونه باید بوی غذا بپیچه، صدای ماشین لباس‌شویی بیاد...

🎬